عشق آن باشد که می میراندت ** در همه حال و همه احوال تو
درباره من
منو درگیر خودت کن تا جهانم زیر و رو شه
تاسکوت هر شب من با هجومت روبرو شه
بی هوا بدون مقصد سوی طوفان تو میرم
منو درگیر خودت کن تا که آرامش بگیرم
ادامه...
من مهربان ندارم نامهربان من کو ای مردمان بگویید٬ آرام جان من کو ٬ راحت فزای هرکس محنت رسان من کو نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس ٬ گه گه به ناز گویم سرو روان من کو در بوستان شادی هر کس گلی بچیند٬ آن گل که نشکنندش در بوستان من کو جانان من سفر کرد با او برفت جانم باز آمدم از ایشان پیداست آن من
[ بدون نام ]
چهارشنبه 10 فروردینماه سال 1390 ساعت 01:54 ب.ظ
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
[ بدون نام ]
پنجشنبه 11 فروردینماه سال 1390 ساعت 01:07 ق.ظ
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو آرامش یافته ام
که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام
که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام
که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست
پس امانم بده
که تا ابد در دل این زیبایی
آرامش یابم
[ بدون نام ]
پنجشنبه 11 فروردینماه سال 1390 ساعت 02:21 ب.ظ
تقدیم به همه زندگیم
تقدیم به توکه حلاوت عشق رابه من چشاندی زیباترین بهانه زندگیــــــــــــــــــم فقط ....
با تمام وجودم **دوستت دارم ** بی نهایت با صداقت تا قیامت ...
سلام صدف جان
ذکر روز چهارشنبه : یا حی و یا قیوم
اگه در گوشه ی وب ذکر هفته و ساعت زیبایی نمایش داده شود عالی میشه.
بعد من واسه سلامتی عزیزترینم ذکر می کنم و آنم لحظه به لحظه
من مهربان ندارم نامهربان من کو ای مردمان بگویید٬ آرام جان من کو ٬ راحت فزای هرکس محنت رسان من کو نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس ٬ گه گه به ناز گویم سرو روان من کو در بوستان شادی هر کس گلی بچیند٬ آن گل که نشکنندش در بوستان من کو جانان من سفر کرد با او برفت جانم باز آمدم از ایشان پیداست آن من
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو آرامش یافته ام
که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام
که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست
آغوش تو گناه نیست
من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام
که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست
پس امانم بده
که تا ابد در دل این زیبایی
آرامش یابم
تقدیم به همه زندگیم
تقدیم به توکه حلاوت عشق رابه من چشاندی
زیباترین بهانه زندگیــــــــــــــــــم فقط ....
با تمام وجودم **دوستت دارم **
بی نهایت
با صداقت
تا قیامت ...
حست میکنم نه نزدیکتر به رگهایم بلکه در رگهایم ...
حست میکنم نه آن دور نه در آسمان نه در کعبه بلکه در دستانم....
حس میکنمت عزیزدل ...
در دلم در قلبم در زبانم درچشمانم ...
فریادی و دیگر هیچ .
چرا که امید آنچنان توانا نیست
که پا سر یاس بتواند نهاد.
کودک درونم صدف جان بسیار اعصبانیست فکر کنم حالش گرفته از تنها بودن در این غروب پنجشنبه بهاری : درومسه یعنی خراب شده
سلام اجی
برد استقلال مبارک
امتحان اصلا نبودن ضرری ندارد . شاید هم مورد قبول واقع شد
شما؟؟
دیگه خسته شدم...خسته از مکررات زندگی...
از صبح بیدار شدن هاوشب خوابیدن های بی معنی...
زندگی مرگ است مرگ است زندگی
پس درود بر مرگ مرگ بر زندگی
چه نا امیدانه.
بابا دلمون گرفت.